مقدمه ای بر آینده نگری

“برای کشتیبانی که نمی داند به کجا میرود، هیچ بادی مساعد نیست ”

آنچه که پیشفرض اصلی مطالعات آینده نگری را تشکیل می دهد این است که آینده را نباید به عنوان تداوم گذشته دید. بلکه آینده علت وجودی حال است. بر این مبنا نگرش به آینده به عنوان شیوه ای از تفکر است که با توجه به آینده های ممکن، رفتار کنونی ما را روشنی می بخشد. یکی از رسالتهای مطالعات آینده نگری این است که تا آنجا ممکن است تصویری شفاف، جامع و اراده گرا ارائه دهد، اما همه اینها مانع از این نیست که ما از کثرت در آنها اجتناب کنیم. آزادی اندیشه و نظر تحلیل گران و محققان علم آینده نگری از اولین مظاهر کثرت گرایی در مطالعات آینده نگری است. با در نظر گرفتن این پیشفرضها و با توجه به اینکه مفاهیم مرتبط با آینده نگاری از دامنه تنوع قابل توجهی برخوردار است لذا ضروری است در این بخش اصطلااحاتی نظیر آینده نگری، آینده نگاری، آینده پیمایی، تحلیل چشم انداز، روندهای اصلی، روندهای محتمل و.. . ، مورد تعریف و شناسایی قرار گیرند.

تعریف آینده نگری :

شناخت آینده های ممکن و انتخاب میان آنها برای جهت دهی به اقدامات کنونی. آینده نگری علمی، شیوه ای از تفکر است که از یک سو با گسترش آگاهی و شناخت نسبت به موقعیتهای در حال ظهور جهت گیریهای کنونی را روشنی می بخشد و از سوی دیگر با نگاهی سازمان یافته و منظم به آنچه در زمان حال اتفاق افتاده با دخالتی آگاهانه به تعیین آینده می پردازد. از این منظر آینده حال را شکل می بخشد. در واقع در آینده نگری حرکت از شناخت آینده برای شکل دهی به حال است. فرض بر این است که آینده ها متعددند و انسانها در انتخاب میان آنها کم وبیش آزادند. هر چند که تمام آینده های ممکن از شانسی مساوی برای رخ دادن برخوردار نیستند و احتمال وقوع آنها نسبت به یکدیگر متفاوت است اماتنها یک آینده از پیش تعیین شده وجود ندارد. آینده نگران دقیق می توانند امکان بهتری از یک اقتصاد معقول دولتی کارآمد وسودمند را بیازمایند. در همین راستا “بن بوو” نویسنده داستانهای علمی معتقد است که پیش بینیهای آینده بینان دولتی همراه با خطاست. از آنجا که از آنان خواسته شده که فقط بر واقعیتها تمرکز یابند آنها اجازه ندارند چیزی را فرض کنند که خارج از توانایی فنی، اجرایی وتکنولوژیک زمان خود باشد. بهمین دلیل هنر آینده نگری در این جا آشکار می شود که بایستی مبتنی بر گذر از اطلاعات و شناختهای دقیق مربوط به شرایط کنونی باشد تا بتواند به تخمینهایی در باره شرایط آینده برسد. با این همه ما بایستی امروز تصمیمهایی بگیریم که ما را برای آینده متعهد می سازند، حتی اگر کیفیت اطلاعات پایین باشد، ما باید تصمیمهای خود را اکنون اتخاذ کنیم و بجای تسلیم شدن به آینده، آینده را بوجود آوریم. در واقع بایستی امکان این موضوع را که آینده های مختلف و متعددی وجود دارند، ایجاد کرده و حفظ کنیم و در این راه از تمامی ابزارها (بخصوص کلمات و تصاویر) استفاده کنیم. بهر حال تلاشهای متعدد برای آینده نگری، به پیدایش مبحث آینده نگری بصورت آکادمیک و حرفه ای کمک کرده است. این انظباط بطور صریح، مدلهای کلاسیک اقتصادی را که قادر به حل متغیرهای کیفی یا اعمال بازیگران اصلی در محاسبات نیستند رد می کند.

تعريف آينده نگاري:

فرآیندی سیستماتیک، مشارکتی و گردآوردنده ادراکات آینده است که چشم اندازی میان مدت تا بلند مدت را با هدف اتخاذ تصمیمات روز آمد و بسیج اقدامات مشترک بنا می سازد.

تعريف آينده پژوهي:

مطالعه نظام مند آينده بر پايه اصول، روشها و تكنيك هاي مدون كه توانايي انتخاب هوشمندانه مي دهد. همچنین به تمام جنبه هاي پژوهش در باب آينده آینده پژوهی اطلاق می شود. آينده پژوهي نوعي فن آوري اجتماعي است كه از علم طراحي نيز سود مي جويد و ماهيتي بين رشته اي دارد. آينده پژوهي برنامه ريزي نيست.

تعریف آینده شناسی

آینده شناسی عبارت است از تلاش برای درک آنچه که در آینده می تواند روی دهد و یا باید روی دهد. آینده شناسی فرآیندی است که به پیش بینی چندین رویداد محتمل در آینده می پردازد. همچنین آینده شناسی را شناخت آینده با مطالعات آینده های ممکن و مطلوب یک جامعه تعریف میکنند. برخی دیگر از دانشمندان از اصطلاح چشم انداز راهبردی بهره میگیرند. بر این اساس اینده علت وجودی حال وگذشته است و راهی است برای همگان تا کنترل آینده خویش را بدست گیرند. به عبارت دیگر هدف تفکر بر پایه چشم انداز، روشن ساختن گزینشهای حال و گذشته در پرتو آینده های ممکن است. علیرغم وجود اختلافات ناچیز در همه تعاریف ارائه شده می توان گفت آینده شناسی یا آینده پژوهی تلاشی است جامع در جهت شناخت و مطالعه آینده

تعریف پیش بینی

پیش بینی عبارت است از ارزشیابی یک روند با درجه ای از اطمینان (احتمال)در طول یک دوره خاص. ارزشیابی مزبور عموما بصورت ارقام ارائه می شود و بر داده های گذشته و تعدادی فرضها استوار است. اکثر روشهای پیش بینی، متکی به گسترش دادن روندهای گذشته به آینده اند که فرض را بر این می گذارد که در سایر حوزه ها همه چیز یکسان خواهد بود با توجه به اینکه محیط به نحوی فزاینده دستخوش دگرگونی است و پدیده هایی که باید در نظر گرفته شوند سخت پیچیده و وابسته به همدیگر هستند چنین فرضی کاملا بدور از واقع بینی است. این وضع موجب می شود که مدلهای اقتصاد سنجی نتوانند دگرگونیهای ساختاری دراز مدت را پیش بینی کنند گو اینکه استفاده کنندگان از این مدلها، خطاهای آنها را در پیش بینی، پیوسته به وجود متغیرهای پنهان نسبت می دهند. پیش بینی های جزئئ که تنها شماری متغیرهای توضیحی (معمولا اقتصادی و کمی ) را در نظر می گیرند و دگرگونیهای حاصل در موازنه قدرت و ظهور روندهای جدید را نادیده می انگارد بیشتر گمراه کننده است تا سودمند. نادرست بودن و عدم دقت آن عمدتا از این واقعیت ناشی می شود که بخش اقتصادی در حال قائم به ذات شدن است به نحوی که پیش بینی اقتصادی جدای از پیش بینی اجتماعی وسیاسی است ودر عین حال به شکلی فزاینده به پیش بینی های مربوط به تکنولوژی، پیش بینی های جمعیتی و جز اینها تقسیم میشود. بنابراین ضروری است دیدگاهی جهانشمول اختیار گردد شتاب دگرگونی در حال سرعت گرفتن است اتکای متقابل و تعامل رو به فزونی است و دیگر نمی توان هیچ چیز را نادیده گرفت. زمان آن رسیده است که یک رویکرد جامع مبتنی بر چشم انداز، جایگزین پیش بینی متکی بر کمیت سنجی گردد. این رویکرد جامع همه عوامل کیفی خواه کمیت پذیر یا کمیت ناپذیر را که ممکن است برهر پدیده تحت مطالعه، اثری قریب الوقوع یا دیر هنگام داشته باشند به حساب می آورد.

تفاوت بین پیشگویی و پیش بینی

در اینجا لازم است توضیحی در باره تفاوت و وجه تمایز بین پیشگویی و پیش بینی ارائه شود. طبق تعریف “ریچارد اسلیتر” پیشگویی به معنی تلاش برای پیشاپیش حدس زدن دقیق آن چیزی است که قطعا روی خواهد داد ولی پیش بینی صرفا یک جمله شرطی است که بجای حدس زدن آینده بیان می کند تحت شرایط و مفروضات معینی چه اتفاقی می تواند رخ بدهد. مثلا اینکه کسی بگوید در تاریخ دقیقی در آینده در تهران زلزله ای مهیب و ویرانگر روی خواهد داد یک پیشگویی است که معمولا اهمیتی به آن داده نمی شود. ولی اگر گفته شود به احتمال قوی ظرف سه دهه آینده زلزله مهیبی تهران را خواهد لرزاند و در صورت عدم مقاوم سازی ابنیه خسارات جانی و مالی آن هنگفت خواهد بود این یک گزاره علمی در باره آینده و از نوع پیش بینی است. بر خلاف آنچه منطقا انتظار می رود اغلب پیش بینی ها منشاء تصمیم گیری مهم وارزشمند است. در پیشگویی قطعیتی وجود دارد که در پیش بینی نیست. لحن پیش بینی محتاطانه و نامطمئن است. حال آنکه پیشگویی با قطعیت همراه است ولی همین که گزاره های شرطی یک پیش بینی جدی گرفته می شوند و معمولا به پیشگویی های هر چند قاطع و هشدار دهنده اهمیت داده نمی شود، بیانگر این واقعیت است که ذهن تحلیل گر بشر ذاتا آینده را قابل پیشگویی نمی داند. بنا بر این توصیه به پیشگویی و اقدام برای کشف آینده محتوم نیست بلکه تلاشی برای شناخت آینده های ممکن و محتمل بر مبنای اطلاعات بدست آمده از گذشته و حال است تا به کمک آن تصمیمات امروز خود را سامان دهیم.

تفاوت پیش بینی و آینده نگری

پیش بینی های خوب لزوما آنهایی نیستند که متحقق می شوند بلکه آنهایی هستند که به عمل برای احتراز از خطرها و رسیدن به هدف مطلوب منهتی می گردند. خطاهای مکرری که در پیش بینی رخ میدهد و غیبت چشمگیر پیش بینی بحرانها، گواه بر وجود بحران در خود امر پیش بینی است. ناممکن بودن پیش بینی آینده صرفا با استفاده از داده های گذشته، توجیه کننده بیهودگی مدلهای اقتصادی کلاسیک است که عوامل کیفی و کمیت ناپذیر، همچون پروژه ها و رفتار بازیگران عمده را در نظر نمی گیرند. باید به قصد روشن کردن حال به مطالعه آینده پرداخته شود این است آن اندیشه اساسی که الهام بخش چشم انداز(laprospective )است. این گونه تحلیل چشم انداز مستلزم گزینش دیدگاهی است جهانشمول کیفی و اراده گرا. در مورد آینده سه نگرش وجود دارد :انفعال، سازگاری و اراده گرایی. نگرش انفعالی نسبت به آینده یکی از میراثهای سرنوشت گرایی است. با ظهور انقلاب صنعتی و تند شدن سریع شتاب دگرگونی در سده بیستم مردم دریافتند که صفحات تاریخ خواه از پیش نوشته شده باشد یا نه سریعتر و سریعتر ورق خواهد خورد. اگر دگرگونی حتمی بود شاید قابل پیش بینی هم بود بدین گونه نگرشی بر پایه انطباق و سازگاری نسبت به آینده بعنوان واکنشی در مقابل تغییرات سریع پدید آمد و بهمراه خود گسترشی شگفت در پیش بینی اقتصادی، فن شناختی و اجتماعی را به ارمغان آورد که با اعتماد مفرط و گهگاه کورکورانه به مدلسازی ریاضی و مدلهای اقتصاد سنجی توام بود. این نگرش سازگارا اساسا بیشتر گذشته نگر است تا طرفدار عمل. بیشتر معتقد به تسلیم ورضاست تا اراده گرا زیرا که علتمندی و حتمیت را از خود دور نکرده است. به نظر می رسد که پیش بینی فن شناختی، جایگزین امروزی غیبگویی ملهم از منبع یزدانی است. این گونه خوشبینی در مورد تکنولوژی که اکنون به شدت گسترش یافته است که بدبینی به تکنولوژی را برانگیخته است. در رویارویی با شتاب فزاینده دگرگونی، نایقینی های آینده و پیچیدگی رو به افزایش پدیده ها، اتخاذ روشهای آینده نگری ضرورت دارد.

در جمع بندی مفاهیم ذکر شده، باید اشاره کرد که چون تفاوتهای مفهومی بین طیف واژگانی که آینده را مورد اشاره قرار می دهند (نظیر آینده شناسی، آینده نگری، آینده نگاری و آینده پژوهی و.. . )، بطور قطعی به اجماع صاحبنظران این عرصه نرسیده، بنا بر این کاربرد اصطلاحات مزبور در متن حاضر فاقد بار تاکیدی خاصی می باشد.

 انواع آینده نگری :

بطورکلی روشهای تحقیقی در این عرصه به دو دسته کلی تقسیم بندی می شوند:

  • روش های توصیفی یا استتناجی
  • روش های تجویزی یا هنجاری

در روش های توصیفی یا استتناجی، سعی بر این است که با مطالعه حوادث گذشته و حال و با توجه به روندهای حاکم در زمینه های مختلف، آینده یا آینده های مختلفی راکه احتمال بوقوع پیوستن آنها وجود دارد، تشریح و توصیف شوند. یعنی این روش ها هر آنچه را که در آینده می تواند بوجود آید، توصیف می نمایند. بدین ترتیب تصویر یا تصویرهائی از آینده بدست می آید که هرکدام برنامه ریزی خاصی را نیاز دارد. در این حالت محققان شرایط محتمل و ممکن را شرح می دهند.

در روش تجویزی یا هنجاری، بیشتر تمرکز بر روی شرایطی است که آینده “باید” حاوی آن باشد. یعنی با توجه به ارزش ها و ترجیحات فردی یا سازمانی می توان تصویر یا تصویرهائی از آینده مطلوب به دست آورد و سپس با برنامه ریزی گام به گام رسیدن به آن آینده مطلوب را کشف و مورد بررسی قرار داد.

البته لازم به ذکر است که روشهای آینده نگری یا آینده پژوهی از ساختاری غیر قابل انعطاف پیروی نمی کنند یعنی هر آینده پژوهی می تواند با توجه به تخصص خود در زمینه های مختلف روشهای مختلفی را استفاده نمایند.

اصول کلی در آینده نگری:

آینده پژوهان و متخصصان آینده نگر بر چندین اصل در آینده پژوهی توافق و اجماع کلی دارند که عبارتند از:

  1. برای انجام آینده پژوهی بهتر و کامل تر در برابر مسائل و مشکلات آینده استفاده از روشهای متعدد و متناوب ضروری است. بدین معنی که درتحقیقات آینده پژوهی استفاده از تنها یک روش مناسب نیست و یا نتیجه بدست آمده کامل نخواهد بود. ثابت شده است که استفاده از روش های شناخته شده به صورت ترکیبی و گسترده، بینش و دانش وسیعتری نسبت به آینده ایجاد می کند.
  2. تحقیقات آینده پژوهی بهتر است گروهی و اشتراکی انجام شود و به خصوص زمانی که برای یک سازمان یا سیستمی بخواهیم آینده پژوهی کنیم می بایست اعضای تصمیم گیرنده و همه ذی نفعان در فرایند آینده پژوهی شرکت کنند. در این صورت اعضای شرکت کننده هنگام درک و فهم فرایند و نتایج آن شخصا حضور داشته و لذا فرایند با هدفمندی بهتری پیش می رود.
  3. اصل نهائی که در اکثر تحقیقات آیند پژوهی وجود دارد این است که اگر چه بسیاری از محققان در آینده پژوهی از اطلاعات آماری و عینی استفاده می کنند ولی اکثر روش های تحقیقاتی بیشتر بر موضوعات ذهنی و قضاوت های ذهنی انسان ها استوار است.

اهداف کلی آینده نگری

با توجه به توضیحاتی که تاکنون داده شده می توان سه هدف برای آینده نگری نام برد:

  1. تصور حوادث ممکن
  2. ارزیابی احتمالات و یافتن حوادث محتمل
  3. تصمیم گیری در جهت امور ترجیح داده شده

در اغلب روش های آینده پژوهی بر یک یا دو هدف از اهداف فوق تمرکز می شود نه همه آنها. به همین خاطر ما همواره برای رسیدن به یک آینده نگری ایده آل با نتایج بهتر نیاز به استفاده از چندین روش مختلف داریم. برای مثال، تحلیل روندهای کنونی، اطلاعات سودمندی درباره حوادث ممکن و محتمل می دهد. یعنی با مطالعه روندها می توانیم ادامه یافتن و یا نیافتن آن را بررسی کنیم ولی این کار به ما درباره اینکه چه آینده ای راترجیح می دهیم و راه رسیدن به آن چیست، هیچ اطلاعاتی نمی دهد. درنتیجه استفاده از تکنیک های مختلف ضروری است.

چند دیدگاه کلی آینده نگری:

دیدگاه های آینده نگری متنوع و متعدد بوده و به همان نسبت می توان آنها را به گروه ها و دسته های مختلف تقسیم بندی کرد. ولی پنج دیدگاه کلی در آینده پژوهی مورد قبول بیشتر آینده پژوهان قرار گرفته است که بطور مختصر در اینجا شرح داده می شود. روشن و واضح است که دیدگاه های آینده نگری ماهیت کمی و کیفی داشته و لذا هر کدام معایب و مزایای به خصوص خود را داراست. برای رسیدن به آینده پژوهی بهتر همانطور که قبلا” اشاره شد استفاده از چندین روش متعدد و مختلف الزامی است.

دیدگاه استتناجی: پیروان این دسته از روشها، معتقدند که آینده در حقیقت ادامه منطقی گذشته است. به اعتقاد این افراد نیروهای غیر قابل تغییر و بزرگی آینده را به صورت یکپارچه و قابل پیش بینی بوجود می آورند. بنابراین هر کسی که روندهای گذشته را بخوبی شناسائی کند می تواند با استفاده از منطق حاکم بر روندهای گذشته آنها را به سمت آینده گسترش داده و بهترین پیش بینی ممکن را بدست آورد. روشهای تحلیل روندهای فنآوری به این دیدگاه تعلق دارند.

دیدگاه تحلیل الگوها: در این دسته از روشها اعتقاد بر این است که تاریخ تکرار خواهد شد. ساز و کار های باز خورد قوی در جامعه به همراه محرکهای انسانی باعث تکرار روندها و حوادث گذشته در الگوهای قابل پیش بینی و ادواری خواهد شد. بنابراین بهترین پیش بینی در این حالت با شناسائی و تحلیل مقایسه ای موقعیت های گذشته و ارتباط دادن آنها با آینده های محتمل بدست می آید.

دیدگاه تحلیل هدف: پیروان این دسته از روشها معتقدند که آینده توسط باورها و اقدامات افراد، سازمانها و ارگانهای مهم و کلیدی بوجود می آید و شرایط آینده می تواند با تغییر این افراد، سازمان ها و ارگانها بهبود یابد. بنابراین آینده را می توان با آزمایش و بررسی اهداف گوناگون تصمیم سازان و افراد موثر پیش بینی کرد و اهداف دراز مدت این افراد، سازمانها و ارگانها و اقدامات برنامه ریزی شده آنها در حقیقت تصویر و نمای کلی و دراز مدت آینده را مشخص می کند.

دیدگاه آینده های متعدد: پیروان این دسته از روشها معتقدند که آینده نتیجه دسته ای از حوادث و عواملی است که غیر قابل پیش بینی، تصادفی و بدون ترتیب و گسترده می باشد. بنابراین آینده نگری بهتر زمانی خواهد بود که گستره وسیعی از روندها و حوادث ممکن شناسائی شده و آینده های متعدد و مختلفی را با جمع آوری اطلاعات از محیط های مختلف فعالیت افراد و سازمانها چه بصورت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تکنولوژیکی و زیست محیطی در یک فرایند برنامه ریزی انعطاف پذیر تصویر کنیم. نمونه بارز این دسته از روشها تکنیک برنامه ریزی بر پایه سناریوهاست.

دیدگاه مکاشفه ای: اساس اعتقادی این دسته از روشها بر این پایه استوار است که آینده توسط مخلوط پیچیده ای از روندهای غیر قابل تغییر، حوادث تصادفی، و اقدامات افراد و موسسات کلیدی شکل می گیرد. در نتیجه به دلیل این پیچیدگی بهترین روش برای آینده پژوهی، جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات و استفاده از فرآیندهای نیمه خود آگاه اطلاعاتی و کشف و مکاشفه شخصی برای بدست آوردن دانش و بینش کافی و مفید باشد. روش معروف در این دسته همان تکنیک دلفی است.

مفروضات آینده نگران

  • زمان به صورت یک طرفه و بی بازگشت به پیش می رود، از گذشته شروع شده، لحظه کوتاهی، حال است و به سوی آینده حرکت می کند. استدلالهای مختلفی این فرضیه را تایید می کند. مثل تکامل زیست شناختی (افراد با گذشت زمان پیرتر می شوند نه جوانتر)، حرکت امواج (مثلا” امواج رادیوئی هیچگاه قبل از ارسال، دریافت نمی شوند)، سرگذشت جهان و نشانه های گذشته (ردپاهای باقیمانده در شن در زمان حال دلیلی بر زمان های گذشته است. همچنین آثار باستانی، حلقه های رشد در تنه درختان و لایه های زمین).
  • هر چیزی که در آینده به وجود خواهد آمد، لزوما امروز یا در گذشته وجود نداشته است. بدین ترتیب امکان دارد آینده شامل مواردی باشد که پیش از آن هیچ سابقه ای نداشته است. این مسئله، اندیشه های تازه، برداشت های تازه و واکنشهای تازه ای را ایجاب می کند.
  • تفکر درباره آینده برای کارها و اقدامات کنونی انسان امری ضروری است. “واکنش بدون تفکر به آینده امکان پذیر است، اما کنش امکان پذیر نیست، زیرا عمل نیاز به پیش بینی دارد” بدین ترتیب، تصویرهای آینده (آرمانها، اهداف، مقاصد، چشم اندازها، امیدها، نگرانی ها، آرزوها) جزو دلایل اقدامات کنونی ماست.
  • آینده به طور کامل از پیش تعیین شده نیست. این فرضیه صریحا” این حقیقت را تصدیق می کند که آینده، پیشاپیش و بصورت غیر قابل اجتنابی بر انسانها تحمیل نشده است. آینده باز و خاتمه نیافتنی است.
  • نتایج آینده تا حدودی متاثر از اقدامات فردی و جمعی انسانهاست (یعنی متاثر از انتخاب هائی است که افراد در زندگی انجام می دهند).
  • وابستگی متقابل بین اجزای نظام هستی ایجاب می کند که هنگام تهیه اطلاعات برای اخذ تصمیم، به یک دید “کلی نگر” نیاز داشته و رویکردی چند سویه را در پیش گیریم. آینده پژوهان آنقدر جهان را به هم پیوسته می بینند که معتقدند هیچ سیستمی یا هیچ جزئی از عالم را نمی توان صد در صد مجزا و منفرد در نظر گرفت، بلکه هر جزئی که در کانون توجه آینده پژوهان قرار می گیرید، به صورت یک سیستم باز در نظر گرفته می شود.
  • بعضی از آینده ها بهتر از بقیه اند. این فرضیه برای آینده پژوهان، بسیار حیاتی است، زیرا آنها صریحا” به کشف آینده های بهتر و نیز آینده های ممکن و محتمل می پردازند. بخشی از کار آینده پژوهی همانا مطالعه، تبیین، ارزیابی و حتی تدوین معیارهایی است که بتوان براساس آنها، آینده های مختلف را مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.

جیم دیتور در مقاله ای در باره مبانی اندیشیدن به آینده معتقد است که آینده قطعی هنوز نیامده و هنوز وجود ندارد که بتوان آن را شناخت. آنچه مسلم است اینکه آینده مانند گذشته نخواهد بود. و هر ایده مفیدی که درباره آینده ارائه می شود به احتمال قوی در بدو امر مضحک به نظر خواهد رسید. او اعتقاد دارد که مقبول ترین نظریه هایی که در مورد آینده بعنوان محتمل ترین رویداد در آینده شناخته می شوند و مورد پذیرش عمومی قرار می گیرند، معمولا در عمل نا محتمل ترین سناریو ها هستند.

آینده نگری و نقش افق زمانی

بسیاری از متغیرها در کوتاه مدت کمابیش ثابت اند ولی در دراز مدت تغییر می کنند و منجر به تحولاتی می شوند که زمانی به ذهن هیچکس خطور نمی کرد. “ارل سی. ژوزف”آینده شناسی آمریکایی در جایی گفته است :”ظرف ۲۰ سال هر اتفاق غیر قابل تصوری می تواند روی بدهد”عمدتا معیار زمانی برای آینده نگری بیش از ۵ سال در نظر گرفته می شود.

رویکردهای علمی به آینده نگری

آینده نگری بطور کلی دو جنبه اساسی دارد :

  1. پژوهش در زمان حال ۲٫ پژوهش در آینده

پژوهش در زمان حال حاوی دو جزء اصلی است :شناخت روندها و شناخت پدیده های در حال ظهور و آینده ساز. این دو جزء به صورت مکمل یکدیگر شناخت ما را از جهت گیری سیر تحولات کنونی بسوی آینده آگاه می سازند. ابراهام لینکن می گوید: اگر بدانیم که اکنون کجا هستیم و تاکنون در چه جهتی رهسپار بوده ایم می توانیم بگوییم در آینده به کجا خواهیم رسید ” این جمله بزبان ساده بیانگر رویکردی مهم و زیر بنایی در آینده نگری است که “روند شناسی ” نامیده می شود. گرایش وجهت گیری رویدادهای مربوط به یک حوزه در بازه ای از زمان “روند ” نامیده می شودو بیانگر آن است که اگر سیر وقایع معینی به همان روالی که در جریان است ادامه یابد در آینده بکدام سو خواهیم رفت. شناخت روندها برای دستیابی به تصویری هر چند خام و کلی از آینده کمک می کند. این رویکرد اساس ومبنای بسیاری از پیش بینی های علمی و حرفه ای در در حوزه جغرافیا، محیط زیست، تحولات جمعیتی، اقتصادی و نظایر آن است. اما شناخت روندها فقط یک نقطه شروع برای شناخت آینده است ودر استفاده از از این رویکرد باید از از تکیه بیش از حد بر نتایج به دست آمده از آن اجتناب ورزید، زیرا همان طور که وضعیت امروز تداوم ساده روندهای گذشته نیست و تفاوت ماهوی فراوانی با گذشته دارد، آِینده ساده نیز تداوم ساده روندهای کنونی نخواهد بود. علت بروز اشتباهات فاحش در پیش بینی آینده تکیه بیش از حد به روند ها بوده است. در کشورهایی که برنامه ریزی اقتصادی با اتکا به الگوهای پیش بینی مقداری اقتصاد سنجی متداول بوده شاهد تکرار اشتباهاتی از این دست هستیم. یکی از دلایل بروز این اشتباه توجه نکردن به پدیده های در حال ظهور و آینده ساز است. پدیده های در حال ظهور در هر برهه زمانی به پدیده هایی اطلاق می شوند که هنوز جریان ساز نشده و موج تحولی بارزی را ایجاد نکرده اند و به همین سبب در آینده نگری به آنها توجه چندانی نمی شود. ویژگی این پدیده ها این است که بطور بالقوه می توانند منشاء تحولاتی بزرگ باشند ولی هنوز استعداد بالفعل نشده است. از جمله این پدیده ها می توان به تلفن و اتومبیل در ابتدای قرن بیستم، کامپیوتر در دهه ۱۹۶۰ تلفن همراه و اینترنت در دهه ۱۹۸۰ اشاره کرد. جالب اینکه هیچ یک از این پدیده ها در دوره های زمانی ذکر شده بعنوان پدیده های آینده ساز جدی گرفته نمی شدند. مشگلی که در آینده نگری بر مبنای روندهای گذشته بوجود می آید نیز ناشی از همین پدیده هاست زیرا آنها گذشته ای ندارند که با نگاه به روند آن بتوان آینده شان را حدس زد.

اهداف و کاربردهای مطالعات آینده نگری

  • شناخت و درک صحیح از مسائل نوظهور و جدید و نحوه برخورد و یا مقابله با آنها
  • انجام برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت و پیشگیری از نتایج ریانبار رویدادهای پیش بینی نشده
  • تهیه و تنظیم قواعدی برای تحولاتی که آینده اتفاق می افتاد و بر اساس آینده شناسی قابل پیش بینی هستند.
  • مطالعه و تحقق در خصوص رشد فناوری در آینده و بهره گیری از آنها به منظور دستیابی به مرزهای دانش و هدایت این دانش در جهت انجام تحقیقات بنیادی
  • جهت دهی فناوریهای آینده به منظور دستیابی به اهداف ملی وکلان کشور
  • پرهیز از گام نهادن در محیط پر خطر و ناشناخته آینده
  • تقویت ملتها برای برای انتخاب و انجام پذیرفتن مسئولت در حال حاضر برای خلق آینده.
  • پذیرش و درک اهمیت ایده ها، ارزش ها و نگرش های مثبت گذشته وحال در خلق و ایجاد آینده در جهان برتر
  • ایجاد آینده ای برتر و مطلوب که احتمال وقوع آن بیشتر است
  • پدید آوردن نگرشی سیستماتیک و منظم ومنطقی به تحولات آتی که در زندگی انسانها اٍثر مستقیم دارد.

سابقه آینده نگری در ایران

مردم کشور ما بدلیل آنکه همواره در طول تاریخ، در معرض بلایای طبیعی و تهاجمات اقوام قرار داشته اند شاید بیش از مردمان دیگر به آن چیزی که امروز آینده نگری نامیده می شود روی آورده اند هر چند که این رویکرد بصورت رمل و اسطرلاب، نجوم و ستاره شناسی یا پیشگویی بوده باشد. از جمله پیشگوییهایی که درتاریخ کشور ما ثبت است پیشگویی واقعه قران و اجتماع سیارات سبعه در برج میزان به سال ۵۲۸ ه. ق بوده است که انوری پیش بینی کرد که دنیا به طوفان باد زیر وزبر خواهد شد. اما اولین اقدام سازمان یافته ای که در زمینه آینده نگری اقتصادی اجتماعی در کشور صورت گرفت برنامه ریزی بلند مدتی بود که بعد از ۴ برابر شدن قیمت نفت خام صادراتی در سال ۵۳ برای هزینه کردن برنامه ای در آمدهای ناشی از آن در سازمان برنامه و بودجه صورت گرفت و شهرتی بدست نیاورد. اقدام دیگری که در زمینه آینده نگری انجام شده مطالعاتی است که تحت عنوان “نقش رسانه های گروهی در توسعه ملی ایران – طرح آینده نگری رادیو وتلویزیون ملی ایران “در اردیبهشت ۵۵ به چاپ رسیده است. متدولوژی این مطالعات را دکتر مجید تهرانیان با عنوان “سروش “نامیده است که آن را معادل دلفای انتخاب کرده است و هدف از این مطالعات را چنین گفته : به هیچ وجه توقع این نیست که ما از این راه به تابلوی خیلی دقیق و کاملی از ۲۰ سال آینده برسیم بلکه فقط هدف دست یافتن به راهبردهایی است که ما را به نوع ونحوه فعالیتهایی که طی ۲۰ سال آینده باید انجام دهیم تا حدودی هدایت کند “بعد از این مطالعه، مدرک دیگری که حاکی از تلاش رسمی و سازمان یافته برای آینده نگری و برنامه ریزی بلند مدت در سطح کلان و ملی باشد در دست نیست. با این حال دکتر توفیق در مطالب خود، طرح ستیران را نمونه کاربردی آینده نگری جغرافیایی به سبک و شیوه فرانسوی می داند که معتقد هستند در مطالعات استان تهران می توان از الگوی مزبور استفاده کرد. بر این اساس ضروری است که آشنایی ضمنی با این مبحث صورت گیرد.

 روشهای آینده شناسی

روش های آینده نگری به تدریج و جداگانه پیدا شده اند. برخی از این نمونه ها روش هایی است که به وسیلة گوردون (T. J. Gordon)، دالکی (N. C. Dalkey) و هلمر (O. Helmer) از نیمة دهة ۱۹۴۰ به بعد ابتدا در نیروی هوایی ایالات متحده و سپس در «رند» پیدا شدند. اين‌ مطالعات معمولاً در مجلة آينده‌ها Futuresدر انگلستان و مجلة بین المللی پيش‌بيني فناوري و دگرگوني اجتماعي Technological Forecasting and Social Change در ایالات متحده، انتشار يافته‌‌اند.

  1. استفاده از روشهای محاسباتی و ریاضی

این روش اولین بار از سوی سازمان فضایی آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. بر این اساس تمامی مسیرهای متفاوت که باید بین نقطه شروع تا پایان طی می شود محاسبه می گردد. همچنین می توان تمامی این مسیر را محاسبه نمود و مسیر بحرانی را نیز تعیین کرد. بین هر دو واقعه در طول هر مسیر تعداد نیروی انسانی مورد نیاز، بودجه و سایر ابزار قابل محاسبه و برآورد است.

  1. درک مستقیم

درک مستقیم یک تجربه مغزی صحیح و درک ناگهانی یک واقعیت است از الگوها و روابط بین اشیایی که توسط یک فرد درک شده است درک مستقیم عبارت است از راهی برای اطلاع از حس ششم ورای پنح حس دیگر

  1. برنامه ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت

آینده شناسان با نگاهی به آینده می توانند دوره های زمانی متفاوتی برای تعبیر آینده قائل شوند.

  1. تدوین سناریوها

به رشته هایی منسجم از مفروضات سناریو می گویند. اگر بپذیریم که آینده چون هنوز قطعیت نیافته هرگز قابل شناسایی کامل نیست به جای آنکه از روشهای پیچیده آماری برای پیش بینی متوسل شویم باید با در نظر گرفتن آینده های ممکن و آینده های محتمل ابتدا برمبنای اطلاعات خود از روندها وبه ویژه پدیده های در حال ظهور مجموعه وضعیتهای ممکن در آینده را ترسیم وسپس در باره احتمال وقوع آنها بحث کرد. این دستور العمل عصاره روش موسوم به سناریو پردازی است که یکی از محوری ترین روشها در آینده نگری است. سناریوها حدس های قطعی در باره آینده نیستند و بجای پیش بینی های نقطه ای و حتی فاصله ای بر تعیین دامنه تغییرات ممکن تاکید دارند. هدف از سناریو پردازی تعیین محدوده هایی است که سیر تحولات آینده را را در خود جای می دهد. تعیین محتمل ترین آینده در درجه دوم اهمیت قرار دارد. بسیاری از مواقع شکست انسانها در پیش بینی آینده به این دلیل نیست که اطلاعات کافی در اختیار نداشته اند بلکه بدلیل در نظر گرفتن وضعیتهایی است که با اطلاعات موجود در زمان پیش بینی، احتمال وقوع آنها صفر نبوده است. دلیل این امر نیز گرایش به پذیرش گزاره هایی در مورد آینده است که در بستر فرهنگی و باورهای سیاسی جامعه معقولتر و محتمل تر به نظر می رسند. حال آنکه همه غافلگیریهای بزرگ تاریخ بشری ناشی از نادیده گرفتن وضعیتهایی بوده که احتمال وقوع آنها بسیار ناچیز بنظر می رسیده است. کاربرد روش سناریو نویسی از چند دهه قبل چه در حوزه های کلان سیاسی، نظامی، و اقتصادی اجتماعی و چه در حوزه بنگاههای اقتصادی رو به گسترش بوده و کمک شایانی به پیشبرد شناخت بشر از آینده خود نموده است. یک نمونه معروف از کاربرد سناریوها در بنگاههای اقتصادی نمونه شرکت نفتی شل است. تا پايان دهة ۱۳۶۰ بازار جهاني نفت رشد سريع و بدون فراز و نشيبي داشت و دغدغة شل برنامه‌ريزي سرمايه‌گذاري (چه و چقدر و کجا) براي پاسخگويي به تقاضاي بطور منظم فزاينده بود. (UPM) در اواخر همين دهه مديريت شرکت با مسألة نويني روبرو مي‌شود: احتمال بروز عدم تعادل ميان عرضه و تقاضا در بازار نفت و تنش‌هاي ناشي از آن مانند مشکل تأمين نفت خام و افزايش قيمت‌ها. آينده‌نگري‌هاي اين شرکت در سال هاي ۱۹۷۲ به بعد نشان مي‌دهند که احتمال تغيير وضع گذشته (سناريوي گسيختگي ) بسيار زياد است. به‌همين دليل شل از روش UPM – يك فرض دربارة تحول آيندة تقاضا- چشم مي‌پوشد و به برنامه‌ريزي استراتژيک که طي آن اقدام‌ها در گرو تحقق هريک از آينده‌هاي ممکن است، روي مي‌آورد. تیم برنامه ریزی شل با نگاه به تحولات جاری و پدیده های در حال ظهور و نیز با در نظر گرفتن احتمالات هر چند ناچیز در ابتدای دهه ۱۹۷۰ که بازار نفت در رکورد بسر می برد، انگیزه لازم در کشورهای عمده تولید کننده نفت برای تشکیل کارتل اوپک را تشخیص دادند و در شرایطی که گسترش عملیات اکتشاف و حفاری در میادین نفتی و مسابقه برای سرمایه گذاری در ساخت پالایشگاه و تاسیسات نفتی سراسر جهان ذهنیت غالب در صنعت نفت جهان و از جمله در شرکت شل بود افزایش قیمت نفت و تحریم نفتی را پیش بینی کردند. بدین ترتیب نخستین پایه های سناریو نویسی بر مبنای احتمال وقوع حالات آینده رقم خورد. در اين روش امكان وقوع «آينده‌هاي گوناگون» به شرح شكل بعدي است. آينده‌هاي ممكن و محتمل مخروط توسعه نام دارد.

روش تحلیل ساختاری

این روش را با عناوین گوناگون در ادبیات آینده پژوهی می يابیم. هدف از تحلیل ساختاری یافتن ویژگیهای هر چه کامل تر نظام تحت بررسی و کاستن از پیچیدگی نظام با تشخیص متغیرهای اصلی (کلیدی) است. در این روش با استفاده از جدولی، تاثیر گذاری متغیرها بصورت مستقیم وغیر مستقیم بر هم سنجیده می شود که در نهایت بر اساس اعمال سازو کارهایی، متغیرهای کلیدی مورد استخراج قرار می گیرد.

ریخت شناسی یا مورفولوژیکی

در این مرحله احتمال وقوع آینده های ممکن بر اساس نظر کارشناسان یا با تحلیل موسوم به ریخت شناسی مشخص می شود. سر منشأ این روش مقاله ای است که دو نفر شهرساز دانشگاه برکلی بنام های هورست ریتل و ملوین وبر در سال ۱۹۷۳ با عنوان Dilemma in a General Theory of Planning نوشتند. ادعای آنان این بود که در زمینة برنامه ریزی شهری عرصه هایی وجود دارد که به سراغ آنها نمی توان با روش های تحلیلی متعارف رفت. این عرصه هارا «مسائل شر» یا Wicked Problems نامیدند. یکسال بعد راسل اکوف در کتاب خود Re-designing the Futureهمان موضوع را با عنوان «آشفتگی» یا «درهم برهمی» Mess مطرح کرد که بعدها به آشفتگی اجتماعی Social mess معروف شد.

بیست سال پس از طرح مسأله توسط ریتل، وبر و آکوف، یعنی در سال ۱۹۹۶ راه حل تحلیل مورفولوژیکی به وسیلة روزن هِد (Jonathan Rosenhead) از دانشگاه LSE پیشنهاد شد. اما در اصل روش ریخت شناسی به وسیلة فریتز زویکی سویسی الاصل متولد وارنا، بلغارستان، اما مقیم ایالات متحده – استاد نجوم در مؤسسة تکنولوژی کالیفرنیا Caltech اختراع شده و نخست در نجوم و پرتاب موشک ها و هواپیماهای جت بکار گرفته شد.

روش تجزیه وتحلیل تاثیر متقاطع

در این روش نحوه اثر پذیری و فرصتها از یک فرصت به وضعیت دیگر و از یک متغیر دیگر تدوین می شود. بر این اساس جدولی از تمامی ترکیبهای ممکن برای هر متغیر و هر فرصت تدوین می شود و نشان میدهد که چه ترکیبی امکان تغییر بیشتری در آینده دارد.

روش دلفي

در این روش از نظرات كارشناسي بدون اشاره به نام فرد سود جسته مي‌شود. به هر كارشناس پرسشنامه‌اي داده مي‌شود. با دريافت پاسخ‌ها موقعيت هر كارشناس نسبت به ميانة آنها حساب و نتيجة تحليل به كارشناسان بازگردانده مي‌شود تا اگر خواستند نظر خودرا تعديل كنند. تكرار پرسش- پاسخ تا جايي ادامه مي‌يابد كه ديگر همگرايي پاسخ‌ها افزايش نيابد.

شبیه سازی

این روش تلاشی است برای اتخاذ متغیرهای خاص از واقعیت در برخی محدوده ها و خلق یک مدل رایانه ای که در آن آینده پژوه می تواند نحوه تقابل این متغیرها را با یکدیگر را در گذر زمان مشاهده کند. رایانه ها یا افراد یا هر دو میتوانند در این امر مشارکت نمایند. به کمک رایانه ها انسانها می توانند بازی را با حدس و گمان به پیش ببرند و فرصتهای اصلی ایجاد کرده و عواقب آن را دنبال کنند.

روند تجزیه وتحلیل

روند تجزیه و تحلیل شامل کاربرد هریک از انواع روشهای مبتنی بر داده های سابقه ای و تاریخی است. روند تجزیه وتحلیل شامل فرآیندهای متعددی است. یک فرآیند از تعیین یک روند در حال ظهور (شناسایی تغییری در جهان پیرامون) حکایت میکند. بر این اساس با شناخت فرآیندها میتوان آینده شناسی نمود.

روند پیش بینی

روند پیش بینی عبارت است از آینده نگری اجزای هدفمند روند تجزیه و تحلیل. پیش بینی اساسا شامل اخذ اطلاعات و سوابق تاریخی است متناسب با منحنی اطلاعات موجود. روند پیش بینی فرض می کند که همه چیز در آینده تغییر می کند به همان نحوی که در گذشته تغییر داشته اند. به آسانی می توان پیش بینی کرد که خط یا منحنی رو به جلو برای پیش بینی در زمان خاص و محل خاص در آینده چه خواهد بود؟

الگوی چرخشی

این الگو مشابه روند تجزیه وتحلیل است بنظر می رسد پدیده های بسیاری بصورت چرخشی عمل می نمایند. چرخه تجارت بهترین مثال شناخته شده از این نوع است که در آن بازیافت روی میدهد. از دیگر چرخه های متعلق به آینده پژوهان در این خصوص میتوان به چرخه های زندگی، چرخه های تاریخی و نسلی اشاره نمود.

پس نگری یا پس بینی

در این روش فرد یک آینده مطلوب را متصور شده و برای تعیین مقیاسهایی که برای رسیدن چنین آینده ای نیاز دارد می کوشد. بنا بر این پس نگری عبارت است از ملاحظه آینده مطلوب قابل ایجاد نه آینده ای که احتمال وقوع دارد. پس نگری چند مرحله ای دارد که عبارتند از تعیین اهداف، شرح سیستم فعلی، تعیین متغیرهای خارجی، تجزیه وتحلیل، بررسی نتایج و اثرات. نتیجه نهایی یک مطالعه پس نگری عبارت است از تصاویر مختلف از آینده که به کمک تجزیه وتحلیل احتمالات و عواقب بدست می آید.

بصری سازی

این روش یکی از مهمترین روشهای مطالعه آینده است. بطور کلی یک فرآیند بصری سازی تلاش دارد منابع لذت وناخوشی در گذشته و حال حاضر را شناسایی کند و فرضیات کنونی افراد را تغییر دهد. بنا بر نظر یکی از دانشمندان آینده شناسی بصری سازی عبارت است از فرآیند تصویر سازی از آینده تا حد امکان واقعی برای رسیدن به اهداف

روش پیش بینی فناوری

یک آینده شناس فناوری عموما عطف نظر به احتمال حدوث سریع انواع متعدد فناوری و مشخصات موجود آینده را بسته به ملاحظات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بررسی و پیش بینی می نماید. برای مثال یک آینده شناس صاحب فناوری ممکن است پیش بینی کند که محتمل است در سال ۲۰۰۵ برق از شکافت هسته ای بدست آید ولی شکافت حرارتی هسته واقعا برای آن هدف، بسته به انواع ملاحظات غیر فناوری به کار خواهد رفت. پیش بینی فناوری عبارت است از شکل متمایزی از دیگر روشهای آینده شناسی، این روش تلاش متمایزی است در حیطه مطالعات آینده با مفهوم، نظام و عملکرد مختص خودش به نحوی که بعنوان روشی مستقل مفید واقع می شود. یک مفهوم مهم در نظر آینده شناسان تکنولوژی مرحله ابداع است. هر پیشرفت تکنولوژیکی مراحل خاص را طی می کند که هر مرحله مبین یک درجه بالاتر علمی یا کاربردی است.

مجموعة روش های دیگری که گاهی در آینده نگری ها بکار می روند:

  • روش های ارزشیابی چندمعیاری یا Multicriteria Evaluation
  • روش تحلیل علّی لایه ای Causal Layered Analysis
  • موشکافی در محیط Environmental scanning
  • چرخ (اثرهای پنهان) آینده ها Futures wheel نوعی طوفان فکری برای تشخیص اثرهای دومین و سومین روندها و رویدادها
  • و. . . .

منابع مورد استفاده:

  • آینده پژوهی، مفاهیم و روشها. حجت الله مرادی پور. مهدی نوروزیان رهیافت شماره ۳۶تابستان ۸۴
  • از پیش بینی تا چشم انداز راهبردی (میشیل گوده ترجمه محمدرضا صالحپور) مجله برنامه وبودجه. شماره ۱۱
  • اندیشیدن به آینده گردآوری و ترجمه :یوسف جمسی (مجله برنامه وبودجه ۹۲ ویژه نامه روش شناسی اقتصادی)
  • دکتر توفیق “روش هاي پيش‌بيني، آينده نگري و آينده شناسي”(بصورت پاور پوینت)، ۱۳۸۶٫
  • مباحث هفتمين نشست توجيهی – آموزشی برنامه آمايش استانها(تبريز:خرداد ۸۶)
  • معرفت شناسی، روش شناسی و کاربردهای آینده اندیشی :مجموعه مقالات وسخنرانیهای نخستین کارگاه آینده اندیشی. موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت وبرنامه ریزی / مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور. تهران : وزارت علوم و تحقیقات و فن آوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، ۱۳۸۳٫
  • آینده اندیشی و مطالعات فرهنگی :مجموعه مقالات دومین کارگاه آینده اندیشی. تهران : موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت وبرنامه ریزی، ۱۳۸۴٫
  • توفیق، فیروز. برنامه ریزی در ایران و چشم انداز آینده آن. تهران:موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت وبرنامه ریزی در ایران، ۱۳۸۵٫
  • ناظمی، امیر/ قدیری، روح اله. آینده نگاری از مفهوم تا اجرا. تهران :مرکز صنایع نوین وزارت صنایع

 

2 thoughts on “مقدمه ای بر آینده نگری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *