نظام اجتماعی

نظام اجتماعی

 نظام اجتماعی مرکب از کنشگران زیادی است که در وضعیتی فیزیکی و محیطی با همدیگر در تعاملند، بنابراین می توان گفت نظام اجتماعی عبارتست از مجموعه تمایلات کنشگرانی انگیزه دار و هدفمند و مرتبط در وضعیتی فرهنگی اجتماعی. در این میان فعالیت ها، مناسبات و نقش های اجتماعی افراد و نه خود واقعی شان مورد بررسی قرار می گیرد.

یک نظام اجتماعی می تواند به عنوان مجموعه های به هم پیوسته و دارای ارتباط متقابلی از افراد و محصولات، خصوصیات، روابط و ارتباط و ویژگی های فرهنگی آنها در محیط کالبدی و اجتماعی شان تعریف گردد. در این تعریف نظام اجتماعی شامل؛ خانواده ها، گروهها، سازمانها، جوامع، ملت ها و نظام های فراملی می گردد.

نظام اجتماعی دستگاهی است که از طریق برهم کنش جمعی از کنشگران فردی ایجاد می شود؛ این افراد با یکدیگر مناسباتی دارند که دوسویه است.

در نظر پارسونز، نظام اجتماعی، از مجموعه ای از کنشگران فردی ساخته میشود که در موقعیتی که دسته کم جنبه فیزیکی یا محیطی دارد با همدیگر کنش متقابل دارد این کنشگران بر حسب گرایش به ارضای حد مطلوب برانگیخه میشود و رابطه اشان با موقعیتهایشان و همچنین با همدیگر بر حسب و به واسطه یک نظام ساختار بندی فرهنگی و نمادهای مشترک مشخص میشود .

پارسونز معتقد است هر نظام از طریق تأمین یکسری شرایط و الزامات کارکردی دوام می یابد که عبارتند از؛ انطباق، توفیق، یگانگی و پایداری. در این نگرش انطباق به معنای هماهنگی فرد و محیط از طریق داده – ستانده منابع برای رفع نیازهای فرد و نظام است. توفیق نیز به شرایط موفقیت شخصی و عمومی جهت بقای نظام اجتماعی گفته می شود . همچنین یگانگی به تبیین اهداف نظام با توجه به انتظام درونی آن است و در نهایت پایداری هم شامل ایجاد انگیزه کافی برای انجام وظایف می باشد تا جامعه بتواند به حیات خود ادامه دهد و جلوی نارضایتی ها را بگیرد.

در نظر پارسونز، جامعه انسانی به عنوان یك نظام كنش را می توان به چهار بخش تقسیم كرد: نظام جامعه پذیری (یا نظام درونی سازی فرهنگ كه به اختصار آن را نظام فرهنگی می نامیم)، نظام اجتماعی، نظام سیاسی و نظام اقتصادی. نهاد جامعه پذیری، مجموعه شبكه فرآیندهای جامعه پذیری اعضای جامعه است كه از گذر آن فرهنگ به كنشگران اجتماعی عرضه شده و به آن ها انتقال می یابد و اینان آن را درونی می كنند و به این سان فرهنگ یك عامل مهم ِ انگیزه رفتار اجتماعی شان می  شود.

هر نظام اجتماعی موافق  مقتضیات و الزامات ارزشها، اخلاق، زیان، عادت ها، آداب، رسوم، سنت ها، شرایط و هدف های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خاص یک جامعه پدید می آید. این نظام اجتماعی دارای خصوصیات زیر می باشد؛

  • نظام اجتماعی، حاوی شبکه روابط و ارتباطات اجتماعی معین است.
  • نظام اجتماعی، دارای جنبه های فرهنگی، محیطی، قانونی و آرمانی و نیز اقتصادی وسیاسی و حتی زمانی مقضی خود است.
  • نظام اجتماعی، با نهادها، تأسیسات، سازمانها، جریانات، اعتقادات و روابط و شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در تأثیر و تأثر مداوم است.
  • نظام اجتماعی، مستلزم فرایندهای اعمال متقابل است.
  • در نظام اجتماعی، رفتارها، کنش ها و اثرات، وابسته به هم و به اصطلاح عناصر یک پیکرند و این رفتارها و کنش های وابسته و پیوسته، تابعی از هدف ها و ارزش های کلی است و دارای درون دادها و برون دادهای پیگیر است.
  • بنابراین یک نظام اجتماعی، مجموعه ایست از واحدهای اصلی متصل و تشکیل دهنده و تعیین کننده نقش یا مجموعه ای از نقش هاست.

پارسونز و شاگرد وی به نام شیلز در اثر مشترکشان مفهوم نظام اجتماعی را به این صورت تبیین نموده اند که ؛ نظام اجتماعی متضمن فرایند برهم کنش میان دو کنشگر یا بیشتر است و همچنین موقعیتی که کنشگران نسبت به آن جهت گیری می کنندکنشگران دیگر را در بر می گیرد.

آنها معتقدند که در نظام اجتماعی وابستگی متقابل و تا حدودی هماهنگی نیز هست که در آن این هماهنگی تابعی از هدف جمعی یا ارزش های عمومی است و  از توافقی درباره توقعات هنجاری یا شناختی ناشی می شود.

شکل گیری نظام اجتماعی با توجه به تعریف سنتی جغرافیا که عبارتست از رابطه انسان و محیط را بدین صورت می توان تبیین نمود که؛ رابطه انسان با محیط از طریق عاملی به نام فرهنگ که هم در بر گیرنده فرهنگ مادی و هم در برگیرنده فرهنگ معنوی انسان است صورت می پذبرد و حاصل این ارتباط به صورت یک نظام فضایی (نظام اجتماعی) بروز می یابد. از آنجا که این عامل شکل دهنده به روابط انسان با محیط خویش دائماً در اثر رخدادها و عواملی که اتفاق می افتد، تغییر میابد، نظام های اجتماعی نیز در طول زمان متغیر و دارای یک حالت پویا هستند.

چون جوامع انسانی بخشی از دنیای طبیعی محسوب می گردند، به صورت های گوناگون تحت تأثیر محیط خویش قرار میگیرند و اعضای آن دارای نوعی میراث ژنتیکی می باشند که بر کنش های آنها شدیداً تأثیر گذار است. بنابراین جوامع انسانی می توانند میراث های فرهنگی را از خود بر جای بگذارند و همین ویژگی است که کیفیت های منحصر به فرد زندگی انسانی را پدید آورد.

پارسونز معتقداست که؛ جوامع براساس استفاده موثر و مطلوب از منابع محیطی و همچنین از طریق سازگاری(مبارزه) با موانع موجود در محیط می توانند دست به تحول بزنند. وی همچنین می گوید که استفاده موثر و مطلوب از منابع محیطی بستگی به انظباط جوامع دارد.

بنابراین می توان گفت؛ از آنجا که نظام اجتماعی مرکب از مناسبات افراد و گروههاست، در عرصه این سیستم هر یک از این افراد یا گروهها  از نظر تعامل و ارتباطشان با سایر اجزای سیستم مورد توجه قرار می گیرند.

یکی از ویژگی های مهم در فرایند توسعه و تحول نظام های اجتماعی بازخورد تأثیرات می باشد. در همین ارتباط پاسونز ضمن اینکه فرهنگ را محصول نظام های اجتماعی می داند، آن را به عنوان یکی از تعیین کنندگان نظام تعاملات اجتماعی معرفی می کند.

منابع مورد استفاده :

  1. نولان، پاتریک و گرهارد لنسکی(۱۳۸۳)، جامعه های انسانی؛ مقدمه ای بر جامعه شناسی کلان، ترجمع ناصر موفقیان، نشر نی، چاپ دوم
  2. گولد، جولیوس و ویلیام . ل .کولب(۱۳۷۶)، فرهنگ علوم اجتماعی به کوشش محمد جواد زاهدی مازندرانی، انتشارات مازیار،
  3. آراسته خو، محمد(۱۳۸۱)، نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمی – اجتماعی، انتشارات چاپخش
  4. گی روشه (۱۹۷۲)، جامعه شناسی تالکوت پارسونز، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، تهران، انتشارات تبیان .
  5. Paritsis, Nicholas, SOCIAL SYSTEMS, THEIR OBSERVATION AND DESCRIPTION, Laboratory of Cybernetics and Systems Behavior, Department of Psychiatry and Behavioral Sciences, School of Medicine, University of Crete, Crete, Greece.
  6. Parsons, T, the social system, New York, free press, 1951

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *